(خوش شانس (طنز

چند روز تا عید مونده بود و ترم اول دانشگاه تموم شده بود . مثل همه بچه های شهرستانی برگشتم شهرمون . کاری نداشتم و با دوستام خیابون متر میکردیم . شهر فسقلی ما هم کلا 100 متر طول داشت و تنها مزیتش این بود که خوش اب و هوا بود و مسافر پرور !! هر چند دوری که خیابونا رو گز میکردیم در مغازه یکی Read more [...]

مریم،بهاره و من

با سلام خدمت همه دوستای عزیز پویا هستم 21ساله از شهر… خاطره ای که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به اسفند 90 تقریبا چهار سال با بهاره رابطه داشتم و خیلی هم دوستش داشتم نمیدونم چرا ولی هیچکس رو به اندازه بهاره دوست نداشتم دختر خیلی فهمیده ای بود قیافش زیاد جالب نبود ولی قیافش برام Read more [...]

سکس گروهی با دختران مست

سلام.توپاییزسال گذشته,وقتی ازخواب عصر بیدار شدم,دیدم هیچکس خونه نیست,از قبل میدونستم مامان بابام قرار برن کرج عروسیه دوست بابام,اما داداشمو نمیدونستم کجاست.وقتی بهش زنگ زدم گفت بارفیقاش رفته فشم,اعصابم خیلی کیری شد چون ما همه جاباهم میرفتیم.حوصلمم خیلی سر رفته بود زنگ زدم رفیقم,مهدی,گفتم Read more [...]

سالهای دور از خانه

سلام، من خودم هستم، دوست ندارم الکی اسم مستعار به خودم بدهم و دوست ندارم که اسم اصلی ام را هم بگویم. من سالها در کشورهای مختلف اروپا و آسیا بوده ام ولی داستانی را که می گویم مربوط به چند سال اقامتی است که در چین داشتم، و به عکس خیلی از داستانهایی که در این قبیل سایت ها می خوانم و معلوم Read more [...]

داستانی که میخوام واستون بگم ماله همین چند وقت پیشه که بهترین سکسم بود.نمیخوام زیاد لفتش بدمو سرتونو درد بیارم. اول از خودم میگم بعد از شاهزاده خانوم قصمون.من قدم 176 خوش هیکل بخاطر 6سال شنا کار کردن(تعریف از خود نباشه) تیپم خوبه و قیافم جذاب البته دخترا میگن.لیلا یه دختر قد 165 با Read more [...]

من و مژده و استرس شبانه

خیلی نگران بودم!ازیه طرف نگران خالم که تنهامانع بینمون بود ازیه طرف نگران پسر خالم که بغل دستم خوابیده بود! اون روزبابا و مامانم باهم وبدون من رفتن شیراز و میدونستم شبش بازم میتونم بامژده دخترخالم لاس بزنم! کاری که موقع پیش اومدن چنین فرصتی شده بودعادت همیشگیمون! نمیدونستم امشب Read more [...]

حشری شدن تو استخر

سلام اسم من تیناست 21سالمه و تو تهران زندگی میکنم از بچگی داییم سرپرستم بوده چون پدر و مادرم فوت کردن! میخوام داستان اولین سکسمو با پسر داییم براتون تعریف کنم. زن داییم و پسر داییم خارج از کشور زندگی میکردن و من تا اون موقع ندیده بودمشون چون وقتی 3سالم بود داییم از زنش جدا شده بود. Read more [...]

ارباب رجوع

سلام اسمم عماد و حالا که دارم داستان رو مینویسم 30 سالمه . حدودآ 6 سال قبل عقد کردم و 3 سال هم هستش که عروسی کردم. خدارو شکر زود کار گیرم اومد و توی یکی از ادارجات کشور مشغول کار شدم . قدم 178 و وزنم 75 کیلو . چهرمم بدک نیست. از وقتی فهمیدم سکس چیه میکردم . از وقتی هم داستانهای سکسی رو شناختم Read more [...]

سکس زنم سارا با رئیسم

دوسال پیش بود كه خانم صارمی به اداره ما منتقل شد.از اولین برخورد با او احساس كردم میتوانم رابطه خوبی با او داشته باشم. بنابر این سعی كردم با اولین كلام برخورد گرم و صمیمانه ای با او داشته باشم. هر چند در آن زمان من یك مرد 29 ساله بودم و پنج سال از ازدواجم می گذشت و پسرم 3 ساله بود. زن Read more [...]

من و دخترعمه شيرين

اين خاطره مربوط ميشه به سال 86 اونموقع من تو دانشكاه ترم جهارمم بود_البته ببخشيد جون من با موبايل مينويسم وجون موبايلم حروف فارسي نداره كجبز ببخشيد خلاصه_ ازاتفاق دخترعمم شيرين تودانشكاهي كه من درس ميخوندم قبول شد و جون شهري كه توش زندكي ميكردن با مركزاستان كه دانشكاهم اونجا بود Read more [...]