حشری شدن تو استخر

سلام اسم من تیناست 21سالمه و تو تهران زندگی میکنم از بچگی داییم سرپرستم بوده چون پدر و مادرم فوت کردن! میخوام داستان اولین سکسمو با پسر داییم براتون تعریف کنم. زن داییم و پسر داییم خارج از کشور زندگی میکردن و من تا اون موقع ندیده بودمشون چون وقتی 3سالم بود داییم از زنش جدا شده بود. Read more [...]

ارباب رجوع

سلام اسمم عماد و حالا که دارم داستان رو مینویسم 30 سالمه . حدودآ 6 سال قبل عقد کردم و 3 سال هم هستش که عروسی کردم. خدارو شکر زود کار گیرم اومد و توی یکی از ادارجات کشور مشغول کار شدم . قدم 178 و وزنم 75 کیلو . چهرمم بدک نیست. از وقتی فهمیدم سکس چیه میکردم . از وقتی هم داستانهای سکسی رو شناختم Read more [...]

سکس زنم سارا با رئیسم

دوسال پیش بود كه خانم صارمی به اداره ما منتقل شد.از اولین برخورد با او احساس كردم میتوانم رابطه خوبی با او داشته باشم. بنابر این سعی كردم با اولین كلام برخورد گرم و صمیمانه ای با او داشته باشم. هر چند در آن زمان من یك مرد 29 ساله بودم و پنج سال از ازدواجم می گذشت و پسرم 3 ساله بود. زن Read more [...]

من و دخترعمه شيرين

اين خاطره مربوط ميشه به سال 86 اونموقع من تو دانشكاه ترم جهارمم بود_البته ببخشيد جون من با موبايل مينويسم وجون موبايلم حروف فارسي نداره كجبز ببخشيد خلاصه_ ازاتفاق دخترعمم شيرين تودانشكاهي كه من درس ميخوندم قبول شد و جون شهري كه توش زندكي ميكردن با مركزاستان كه دانشكاهم اونجا بود Read more [...]

عشق 10 ساله

وقتی باهاش دوس شدم فقط 16سال سن داشتم و اونم یک پسر17ساله بود.اولین و آخرین مرد زندگیم،صبحو با عشق به شب میرسوندیم.روزای قشنگی بود..روزایی پر از شورو حالو جوونی. دختری بودم شدیدا احساساتی..سرمسائل بیخودی جروبحثمون میشد بیشتروقتا ولی با این حال جونمونو واسه هم میدادیم.اولین باری که Read more [...]

چرا نمی گویی همسرم آینده ام

صدای تلفن را شنیدم ،حوله را از گوشه ی حمام برداشتم ، شیر آب را بستم از پله ها با عجله پائین آمدم تلفن را از روی تخت برداشتم . آنت از پشت تلفن به آرامی از من پرسید امشب برای سکس به خانه ام می آیی ؟ حوله را به دستم گرفتم و در حالی که گوشی تلفن به دستم بود خودم را خشک کردم و به نرمی گفتم Read more [...]

زری جون زن همسایه

واحد روبری ما یه زوج جوون بودن البته من نمیشناختمشون ولی شوهره(مراد) با پدر و مادرم آشنا بود، یکی دوبار زنشو(زری) دم در یا تو خونمون دیده بودم به نظرم خیلی عالی بود اما تو کف اون نبودم تا اینکه یه روز وقتی داشتم از خونه میرفتم بیرون یهو در خونشون باز شد(داشت خونشونو جارو میکرد و میخواست Read more [...]

کردن کون فلامینگو

سلام بروبچ من سیاوش قدم۱/۷۳ ۱۶ ساله هستم از کرمانشاه!!! داستان من و این کون باحال از جایی شروع شد که چند از دوستام میگفتن یه دختره هست که دماغش مثل منقار فلامینگو هستش ولی همیشه از سینه های درشتش„کون قلمبش„رون های چاقش و کمر باریکش تعریف میکردن!! منم روز اول که دیدمش دماغش خیلی ضایع Read more [...]

خانواده ی سکسی

من رضا هستم ۲۰ سالمه ازنظر قیافه هم چیزی کم ندارم ماجرا حدود ۵سال پیش اتفاق افتاد وهمش واقعیه اگه دروغ نوشتم حاظرم کیرتون رو تا دسته بکنم تو کونم در محله ی صادقیه ی تهران به همراه پدر و مادر و دو برادرم زندگی میکردم .یه دوست دختر توپ پولدار داشتم به اسم نیوشا بود ورابطمون در حد حال Read more [...]

گی بازی من و پسر عمه ام

سلام دوستان عزیز وخوبم میخوام براتون داستان گی بازی من وپسر عمه ام رو براتون تعریف کنم اما کسی که از گی بدش میاد نخونه ونه نظر بده چون حالم بد میشه از نظر هی کی گی نیستن یا گی رو دوست ندارن پس اگر گی هستی یا گی بازی رو دوست داری بخون . من اسمم محمد که کلاس دوم دبستان بودم که بایکی از Read more [...]